|
تلاشي نکنيد و اين را بفهميد، به سادگي سخنان مرا تجربه کنيد.
تمام تلاش من برآن است.. تا تو را به درونت هدایت کنم.. می خواهم به هر طریق ممکن بتو کمک کنم. به درونت رجوع کنی .من قادر نیستم حقیقت را در کف دستانت بگذارم... هیچ کس دیگر نیزقادر نیست.اما من می تونم به تو نشان دهم که آن را کجا بیابی..
هيچ تجربه اي از بيرون ، موجب رهايي شما نخواهد شد،نه داروي مخدر، نه مادر، نه خدا،
و نه هيچ روح ابدی... هيچ!به خود بیا به ارامش برس
در ذن گفته مي شود،
هر کس به اين وضعيت برسد، به سادگي مي خندد!! چون لحظه اي که اين واقعه رخ دهد،
درک خواهيد کرد، که اين واقعه هميشه اينجا بوده است، و شما هميشه آن را مي شناخته ايد.
وهنوز، چيزي هست. روي هدف تمرکز کنيد، اما هرگز به آن نچسبيد. آن، چيزي نيست
و همه چيز است.اگرچه، "يک" چيزي نيست. ذهن، هرگز آن را نخواهد فهميد. وقتي از ذهن جدا شويد
،تازه آن را به دست آورده ايدکاملا آزاد، کاملا رها...مهم نيست چه ميکنيد،
مهم نيست چقدر مقاومت مي کنيد. کلمات من جديد يا اصيل نيستند. مساله شمائيد: تا کي مي خواهيد صبر کنيد؟همين حالا بيدار شويد!
به هر جا پا ميگذاری عشق بگستران اول از همهدر خانه خويش .عشق را به فرزندانت به زن يا
شوهرت به همسايه ات نثار کن ... اجازه نده کسی پيش تو بيايد و بهتر و شادتر ترکت نکند.
مظهر مهر خداوندی باش .مهر در چهره خود در چشمان خود مهر در تبسم خود و مهر در برخورد
گرم خود. "مادر تر
ارائه نوارهای اموزشی خود هیپنوتیزم .خلسه عمیق.پرواز روح.تله پاتی....وریلاکسیشین
شماره تماس با استاد بهشتی ۰۹۳۵۴۸۴۱۲۱۲و۰۹۱۴۴۵۴۸۷۷۴
با تشکر گروه خلاقیتهای ذهنی
عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد
پرنده تلاش میکند تا از درون تخم رها شود. تخم همان جهان است. کسی که دلش می خواهد به دنیا بیاید, اول باید دنیایی را ویران کند. پرنده به سوی خدا پرواز می کند(هرمان هسه)
زشت ترین چیزها دنیا از نبودن سرچشمه می گیره و زیباترین چیزها از بودن ناشی میشه.
بطلبید که خواهید یافت ، رویاها بذرهای واقعیتند. قلمرو خداوند درون ما انسانهاست.
پس او را با درون بدست آوریم.تا زماني كه زيبايي روح خودمونو نبينيم ،
هيچ زيبايي ديگري را نخواهيم ديد
خدای تو چه شکلیه؟
مرد و مردونه راستشو بگو... ازش میترسی؟ دوسش داری؟ بخاطر ترس از عذابش احترامشو نگه میداری؟ موقعهایی که میخوای به یه چیز خیلی مهم تو زندگیت برسی حسابی هواشو داری و دست از پا خطا نمیکنی و بعد ...! اصلا تو خداتو مجسم هم میکنی؟ مثلا مثل یه مرد عظیم و مهربون با ریش بلند سفید و یه عصا در دستش، یه چیزایی تو مایههای نقاشیهایی که از ژوپیتر میکشن؟ یا یه آدم معمولی؟ یا اصلا یه دوست باحال با یه تیپ اسپرت و امروزی که همیشه باهاته و آخر مرام و معرفته؟
خدات کجاست؟ تو قلبت؟ لای قرآن؟ وقتی مفاتیح میخونی؟ تو نمنمهای سرد صبحای اول وقت که با نفست میکشیشون تو ریههات؟ تو جیبته؟ یا اون بالاهاست؟ یا کنارت داره باهات راه میره؟
خدای تو از مامانت مهربونتره؟...ناقلا! اگه میگی آره، واقعا به حرفت ایمون داری؟
اگه خدات به مهربونی مهربونترین و صبورترین مادر دنیا بود...دلت میخواست کدوم یکی از کارهاتو زیر سیبیلی رد کنه؟ دلت میخواست کجاها درکت کنه و حالتو نگیره و بجای قهر و تلخی باهات...نازت کنه و بغلت کنه و هیچی نگه... و تو بدونی که هرچند ناراحته اما آنقدر دوست داره و اونقدر صبوره که میخواد بهت فرصت بده تا خودت بفهمی راه درست و غلط کدومه؟
اگه خدای تو مثل یه دوست خیلی خیلی مهربون و فهمیده همیشه در کنارت بود، شبا که میخواستی بخوابی ، روتو نمیکردی طرفش که باهاش درد دل کنی؟ ...از پرحرفیهای زنونه و تحلیلهای مردونه گرفته تا اون نگفتههای ته دلتو؟ هان؟ نمیگفتی بهش؟
هیچ فکر کردی خدای تو که اینقدر به زبون میگی دوسش داری و مهربونه...
اگه قرار بود به شکل تفکراتی که دربارهاش داری در بیاد، چه شکلی میشد؟
بدریخت بیقواره؟...یا موزون و زیبا؟...اصلا تصورات ته دل من و تو از خدامون
با هم در تناقض نیست؟...
کی وقتش میرسه یهبار برای همیشه بشینیم و تکلیف خودمونو با خدامون،
خدای خود خود خودمون روشن کنیم؟ هان؟
یکبار دیگر با تمام وجودم به این قانون بیبدیل هستی پی بردم: ..اگر تلاش کنی به خواستهات میرسی.
ثمره ۹ ماه تلاشم را با تمامی سختیهایی که داشت ...بالاخره دیدم و ممنونتم خدا.
شاید ته دل خیلی از ماها مثالهایی وجود داشته باشن که یادمون بیارن فلانی رو که با کمترین زحمت وارد فلان جا شد یا شانسکی فلان رشته قبول شد یا ... اما اونا استثنائند
و قانون بالا استثنا بردار نیست...استثنائش خواست خداست که اگه صلاح ندونه نباید اون خواسته بشه...
اما میدونی قشنگیه موضوع چیه؟
اینکه وقتی داری با تمام وجود و با ذهن باز و قبولوندن این موضوع به خودت که
«اگه نشد هم ایرادی نداره یه راه دیگرو امتحان میکنم» تلاشتو میکنی، تو روند
اون تلاش یواش یواش یه چیزایی برات روشن میشه...یه صداهایی ساکت و آروم
میآن یه چیزایی بهت میگن...ناخودآگاه میفهمی که باید یه کم راهتو کج کنی یا یه
کم جاخالی بدی...یا یه کم تلاشتو بیشتر کنی...یا فلان کتاب رو هم بخونی...یا فلان کار
رو هم بکنی...یا یه ملاقات با فلانی داشته باشی یا هزار تا حس نگفته دیگه...اون
موقعه که میبینی در طول زمان تلاش برای رسیدن به خواستهات نه تنها پختهتر شدهای، بلکه شاید اون هدفه هم کلی تغییر شکل داده باشه اما...تو با تمام وجودت راضی هستی.
..یه رضایت عمیق و خوش طعم...
شماره تماس با استاد بهشتی۰۹۱۴۴۵۴۸۷۷۴
جاپاهای خدا تو زندگیهای ما ...
گاهی فقط کافیه یهکم سرت رو بگیری بالاتر...کمرتو که خم شده راست کنی...و...دورترها رو نیگا کنی...اون موقع جا برای نفسکشیدن بیشتر میشه... و چشمات از ذل زدن به اون چیزی که جلوته و گرفتارشی... راحت میشن...تازه شاید یه نسیمی هم اومد و موهاتو نوازش کرد...
یادمه یهجا تو یه سخنرانی شنیدم که سخنران این جمله ( بهشت را به بها میدهند نه به بهانه) رو تبدیل کردش به (بهشت را به بهانه می دهند نه به بها). خیلی به من چسبید.
اینکه خدا بشینه و فکر کنه و برای ما بهانه ای پیدا کنه تا بتونه ببرتمون بهشت.
فکرش هم بوی خوب میده.اینو برای این گفتم که گاهی ما تو زندگیمون باید بهونه بگیریم تا بتونیم ادامه بدیم. شاید اصلا روند زندگی خیلیهامون (از جمله خودم) خیلی اوقات ایدهآل نباشه و اگه بخواهیم منطقی بهش نگاه کنیم، بهای مقابل اون اصلا ارزش امیدوار و مثبت اندیش بودن رو نداره. ولی مهم نیست. مهم اینه که یهکاری کنیم تا بتونیم دوباره بلند شیم. حالا کی؟ هر چی زودتر بهتر. اگه دلگیریم ....چیزی رو بیاریم تو ذهنمون که اون دلگیری رو کم کنه .اگه از دست کسی عصبانی هستیم...موقعیتی که چند دقیقه یا چند ساعت بعد برای آشتی یا رفع کدورت پیش میآد رو راحت از دستش ندیم (نگفتم طرف مقابل رو پر رو کنیم، گفتم اگه شرایط بهتر شده بود ما هم از خر شیطون بیاییم پایین!)اگه دچار دلسردی و دلمردگی شدهایم... یه مدت بذاریم حسش کنیم اما نذاریم تموم روحمون رو بخوره ، خودمون رو مشغول کنیم به یهسری دلخوشکنکهایی که هرکدوممون چندتایی از اونا رو تو ته دلمون قایم کردهایم و میدونیم مواقع سختی دوستای خوبی برامون هستن و آخر و مهمتر از همه اگه دلمون گرفته و نمیتونیم بشماریم دلایل این دلگیری رو...حداقل گهگاهی به یاد خودمون بیاریم که همیشه وضع اینجوری نمیمونه و میشه حالمون خوب هم بشه...یه حدی برای گسترش سیاهی تو ذهنمون قائل بشیم...اگه کلی از ذهنمون هم سیاه شد و یه کم سفیدی باقی مونده باشه به نظر من بهتر از پخش شدن کامل رنگ خاکستریه.
اینا یعنی امید...
اونوقت اینجوری که شدی میتونی قربون صدقه صدای گنجیشکای صبح بری، کلاغ رو دوست داشته باشی، سر صف نونوایی همهاش اعصابت خورد نباشه که چرا اون آقاهه اومد یهدونه یواشکی گرفت و برد، تو تاکسی اینقدر حرص نمیخوری از دست رانندگیه مردم و وضع مملکت و ... آخرشم کرایه تاکسیها!، از صدای شر شر آب راحت نمیگذری و حتی با صدای ریختن آب از پارچ تو لیوان حال میکنی، سبزی خوردن پای سفره رو با لذت مزه مزه میکنی، برای خودت تو آینه موچ میفرستی، عروسکتو که بهت میگه دوست دارم، دوسش داری و ... اگه با اجازه بزرگترها ...از ضبط ماشینت هم چیز یاد میگیری
با همه اینا...میتونه دلت پر از درد هم باشه و مث همه آدمایی که از کنارت رد میشن، یه کتاب حرف نگفته و درد دل ناکرده داشته باشی...به این میگن امید...
جمله روزانه |
|
دنیا به کار خود مشغول است و به دردهای قلبمان اهمیتی نمی دهد و از جراحتهایی که بر قلب مان می نهد آگاه نیست. بیایید شکر گزار باشیم کسی هست که نیازهای ما را می داند، رنج هایمان را می بیند و اضطراب درونمان را می خواند.«او» از سر رحمت یاری و شفا بر ما نازل می کند. یاریش به اندازه ای به ما می رسد که به دیگران یاری می رسانیم چنانچه به دیگران کمک کنیم، کمک را دریافت می کنیم، مشکلاتمان فرو می نشیند و اندوهمان ناپدید می شود.
|
گنج حقیقی |
|
گنج حقیقی زندگی چیست؟ نه ثروت، نه دارایی، نه لذت، نه اقتدار و نه شهرت. گنج حقیقی زندگی ثروت روح است. قدیسی در دروازه بهشت ایستاده بود. پرسید:" خداوندا چه چیزی برایت آورم تا درهای بهشت را بر من بگشایی؟" ندا آمد:" اشکهای عشق، اندوه رنجدیدگان و تواضع قلب."
|
زندگی حقیقی |
|
زندگی حقیقی در عشق خدا و مهر به موجودات ریشه دارد، بر خاک تواضع می روید و میوه اش معرفت الهی است.
|
|
او می آید، همیشه می آید |
|
خدا از تو دور نیست، هر جا که روی حضور دارد. از نفسهایت به تو نزدیکتر است، حضرت محمد(ص) فرموده است: خدا از رگ گردن به تو نزدیکتر است. او را بخوان، پاسخ خواهد داد. با اشک شوق و عشق او را بخوان. او خواهد آمد و ترا در آغوش مهرش خواهد گرفت. آنگاه به تمثال او در خواهی آمد. مطهر خواهی شد. از بندگان متبرکش خواهی شد.
|
آرامش از آن همه موجودات |
|
جهان گلستان خداست. بیایید آن را زیبا و درخشان سازیم. بیایید در کلام، افکار و اعمالمان از خشونت دوری کنیم. بیایید عشق و نیکخواهی را به همه نثار کنیم. بیایید آرامش را به همه موجودات هدیه کنیم.
|
خاموشی |
|
ای حضور مقدس خاموش! در خاموشی سوی «تو» می آیم. سکوت طریق ستایش من است و نیایش من. «تو» صدای سکوت را می شنوی و پاسخ می دهی:" خاموش، خاموش خاموش". و " آنگاه آرامش آرامش آرامش". آمین!
| | | | |
اموزش خود هیپنوتیزم در ۱۰ جلسه با ارائه سی دی اموزشی رایگان
از خود شروع کن : به خود عشق بورز
آرامش ، آرامش شگفت انگیز .تنها از سوی پرودگار به سوی ما جاری است.و روحمان را سرشار می سازد تا ابد.آن زمان که بر امواج شکوهمند عشق می نشینم.و دعا می کنم .
دکتر آلکسیس کارل که کتاب"انسان،موجود ناشناخته" را نوشته و بزرگترین چایزه ای را
که ممکن است یک عالم ببرد،یعنی جایزه نوبل را از آن خود کرده است در مقاله ای
در ریدرز دایجست نوشته است:« دعا قویترین شکل انرژی است که یک انسان می تواند تولید کند.
انرژی چون قوه جاذبه زمین.من به عنوان یک پزشک افرادی را دیده ام که پس از شکست سایر درمانها،
با نیروی دعا و عبادت خالصانه توانسته اند از بیماری و اندوه نجات پیدا کنند. دعا مثل منبع رادیوم است
و از خود انرژی ساطع می کند. در دعا انسان سعی می کند خود را به منبع اصلی و لایزال انرژی
متصل سازد. هنگامی که دعا می کنیم خود را به نیروی محرک پایان ناپذیری که کائنات را می گرداند
متصل می سازیم و دعا می کنیم که بخشی از این نیرو،صرف برآوردن نیازهای ما بشود.
با این درخواست،حتی کمبودهای انسانی ما هم پر می شوند و ما با قدرت بیشتری از جا بلند می شویم .
هر وقت مشتاقانه خدا را بخواهیم و دعا می کنیم،جسما و روحا حالمان بهتر می شود. امکان ندارد
مرد یا زنی حتی برای لحظه ای خالصانه دعا کند و نتیجه خوبی نگیرد.»
چرا ایمان مذهبی چنین آرامش،خونسردی و صبری را ارمغان می اورد؟
بگذارید ویلیام جیمز به این سوال پاسخ بدهد. او می گوید:« تلاطم امواج خروشان سطح اقیانوس،
آرامش اعماق آن را در هم نمی ریزد و کسی که به واقعیت هایی گسترده تر و دائمی تر اتکا دارد،
وقایع پیش پا افتاده روزمره، نمی توانند آرامش او را درهم بریزند. تنها انسان مومن است که تزلزل
پیدا نمی کند و در همه حال وظیفه خود را انجام می دهد.»
اگر نگران هستیم،چرا به خدا روی نیاوریم و چرا به گفته امانوئل کانت رفتار نکنیم که " اعتقاد به
خداوند را بپذیرید،زیرا انسان به چنین اعتقادی نیاز دارد." چرا خود را به "آن قدرت گرداننده کائنات"
متصل نسازیم؟
حتی اگر تعالیم مذهبی هم ندیده اید و آدم متدینی نیستید، و حتی اگر از آن شکاک های دو آتیشه هستید،
دعا و عبادت بیش از آنچه که تصورش را بکنید به شما کمک خواهد کرد،چون کاری کاملا
عملی است؟منظورم از عملی بودن چیست؟منظورم این است که دعا، این سه نیاز روانی
افراد را اعم از این که مومن یا مشرک باشند برآورده می سازد:
1.دعا به ما کمک می کند چیزی را که مایه آزارمان است ،دقیقا به کلام درآوریم.
2.دعا کردن به ما این احساس را می دهد که تنها نیستیم و برای غمها یمان شریکی پیدا کرده ایم.
در میان ما اندکند کسانی که آن قدر قدرت و استقامت دارند که می توانند بار مشکلات و مسائل
جانفرسا را یک تنه به دوش بکشند. گاهی اوقات نگرانی های ما بقدری خصوصی هستند که حتی
نمی توانیم آنها را به نزدیکترین خویشاوند یا دوست خویش در میان بگذاریم.دعا پاسخ به چنین
نیازهایی است. همه روان شناسها به ما می گویند هنگامی که مسائل و مشکلات بر دوش ما
سنگینی می کنند،از نظر درمانی خوب است آنها را به کسی بگوئیم و اگر نشود درد را به کسی
گفت،همیشه می توانیم به خدا بگوئیم.
3.دعا در انسان نیروی عمل ایجاد می کند و اولین گام به سوی انجام کار است. باور نمی کنم
کسی روزهای متوالی برای چیزی دعا کند و از آن بهره نبرد، به عبارت دیگر قدم برداشتن به
سوی مقصود انجام آن را میسر می سازد.پی چرا چنین نکینیم؟می خواهید آن را خدا یا الله یا
روح بنامید.ما که سر لغت بحث نداریم. مساله آن است که «او» منشا قدرتهای اسرارآمیزی
است که طبیعت می تواند در دسترس ما قرار دهد.
چرا همین الان دریچه های قلب خود را به سوی او نمی گشائید؟اگر ایمانتان را از دست
داده اید خداوند رحمان و رحیم ،آن را به شما بازخواهد گرداند. بگوئید:« پروردگارا! دیگر
نمی توانم تک و تنها به جدال با زندگی ادامه بدهم .به کمک تو و به عشق تو نیاز دارم.
همه خطاهای مرا ببخش.قلبم را از پلیدی پاک گردان.راه آرامش ،سلامتی و نیکبختی را
به من نشان بده و قلب مرا لبریز از عشق ،حتی نسبت به دشمنانم بگردان.»
اگر نمی دانید چطور دعا کنید،این دعای زیبا و الهام بخش را که سنت فرانسیس هفتصد
سال قبل گفت تکرار کنید:«پروردگارا. مرا وسیله آرامش خود در میان بندگانت قرار بده..
هر جا نفرتی هست،یاریم کن بذر عشق بیفشاتم.هرجا صدمه و آزاری هست،بذر عفو بکارم.
هرجا تردیدی هست،بذر ایمان بیفشانم.هرجا یاس و نومیدی هست،بذر امید بکارم.هرجا ظلمت است،
روشنایی و هر جا اندوه هست،شادمانی را ارمغان بیاورم.
فراموشی بزرگترین آرامشبخش است
دشمن آرامش درقلب ها نهفته است
قلب عضو آتشین بدن است
آتش چادری بر او می پوشاند
چادر راز را می پوشاند
وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم وبه قضاوت درباره دیگران بنشینیم.
ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی
یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم
طول زندگی مهم نیست ، آنچه هست در عمق زندگی است.
ساده نوشتن برای ساده فهمیدن، سخت نیست. اين ساده انگاريهاست که کار را سخت می کند
همه چیز به بهترین چیزتبدیل میشود اگرچیزی خوب پیش نمیرودبخاطر آن است که هنوز به پایان نرسیده اید
زندگی زیباست , مردم زیبا هستند , عاشقی زیباست , مردن زیباست و .... خدا نیز زیباست
ماهاتما گاندي ميگويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد
1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري |